سلام کیمیا خانمی که با اسم کیمیا نظر میذاری و خودت رو به اون راه زدی.
پدر بزرگم همیشه میگفت که اون آدمی که خوابیده رو میشه بیدار کرد ولی اون آدمی که خودش رو بخواب زده رو هیچ وقت نمیشه بیدار کرد.
ببین عزیز من اون علی و اون عشقی که شما ازش داری صحبت میکنی اون علی نبود و سجاد هست اسمش و خدمت شما عارضم که باید همیشه با خودت رو راست باشی و بدونی که موضوع چیه و برای چیه که این مشکلات بوجود اومده.
کیمیا جان من تا الان پات موندم و با کسی هم تا الان نبودم.
نمیخوام چیزی بنویسم که بعد برام داستان بشه فقط اینقدر بدون که میدونم موضوعات رو و در جریان سجاد و داستانها بودم خیلی کامل.
اگه هم چیزی اینجا نوشته میشه برای این هست که دلم واقعا برای اون کیمیایی که باهاش آشنا شدم خیلی تنگ شده.
کاش ارزش خودت و عشقی که بهت داشتم رو درک میکردی و میدونستی کی خودیه؟ کی نخودیه؟ کی هم بی خودی!
امروز دلم خیلی خیلی برای تو تنگ شده و تو این شرایط وقتی تنها بودم و حوصله کسی رو نداشتم فقط به خود تو زنگ میزدم یا پیام میدادم یا اس ام اس و با هم حرف میزدیم.
اگه دوست داشتی یه قراری ست کن تا حضوری صحبت کنیم و بتونم راحت تر حرف بزنم ممنون از شما فعلا