عشق از بین میبرد هوش دل فرزانه را
دزد دانا میکشد اول چراغ خانه را
آنچه ما با خود بکردیم هیچ نابینا نکرد
در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را
کیمیا خانمی که با اسم کیمیا پیام میذاری، بدون که دلم خیلی میگه خود کیمیا هستی اما اگه شما کیمیای من نیستی مینویسم تا هم شما ببینی هم کیمیام.
همین الان که ساعت 5.30 دقیقه صبح هست دیشب ساعت 11 اومدم خونه از سر کار و تا ساعت 3 خوابیدم و دوباره بیدار شدم برای کار و تلاش.
الان که داشتم عکساش رو میدیدم اومدم یه سر به وبلاگ زدم که دیدم یکی با اسمه کیمیا پیام گذاشته.
کیمیا من دلم خیلی گرفته و خیلی درگیر هستم برای کار و تلاش اما کاش میدونستی همین الان هم این کارها و این تلاش ها برای تو هستش.
اما اینکه این دوستمون پرسیدن چرا بی خیالش نمیشی و اول میگفتن عاشق یه علی هستم و اینا، اگر واقعا عشق رو درک کرده باشی حال من رو هم میفهمی منی که آخرین دیدارم با عشقم 16/11/1396 بود و عملا سه سال هست ازش بی خبرم و هیچ لینکی نیست و... .
اما اینکه تا الان موندم و سمته کسی نرفتم دلیله خودم رو دارم و عشق خودم رو یادمه کیمیا میگفت که ما یا عاشق نمیشیم یا اگه بشیم برای عشقمون جونمون رو هم میدیم اما نمیدونست این جملرو به کی میگه؟! به منی که خدای صبر و وفاداری و... هستم الان هم واقعا جز کیمیا کسی رو نمیبینم که بخوام برم سمتش.
اگه یه روزی بتونم داستان زندگیمو فیلم میکنم پر فروش ترین فیلمی که از حقیقت ساخته شده.